
"نژادگرایی نظریهای است که میان نژاد و پدیدههای غیر زیست شناسی مانند: دین، آداب، زبان و... رابطه ایجاد کرده برخی نژادها
را برتر از دیگر نژادهای بشری میشمارد.
در این نظریه برتری نژادی مستقل از شرایط محیطی و اجتماعی رشد افراد عمل کرده و دست تقدیر برخی نژادهای بشر را برتر و برخی دیگر را کهتر گردانیده است.
ریشههای نژادپرستی در عصر جدید به نظریات کنت دوگوبینو نویسنده فرانسوی میرسد که آن را در ۱۸۵۳ منتشر نمود. در قرن بیستم بزرگترین حامی نژادگرایی هاستن استوارت چیمبرلین نویسنده آلمانی انگلیسی تبار بود.
معروف ترین دولتهای نژادپرست سده بیستم حکومت نازی رایش سوم در آلمان، حکومت فاشیست ایتالیا و آپارتاید آفریقای جنوبی به شمار میروند."
ویکیپدیا، نژادپرستی.
پیش.نوشت: به طور نسبی از متن مقاله راضی نیستم، احساس میکنم دلایل بسیار موجهتری برای اثبات این خطر قریب الوقوع وجود دارد که مورد توجه من قرار نگرفته، از کسانی که به هر طریق میتوانند با نظرات و تحقیقهایشان به بهبود نوشتار زیر کمک کنند درخواست یاری دارم.
آیا ایرانیان مردمی نژادپرست هستند؟
کردار نیک
گفتار نیک
رفتار نیک
ایرانیان در طول تاریخ مردمی صلحطلب بودهاند، تاریخ ثبت کرده است که فرهنگ والای ایرانی همیشه موفق شده فرهنگ دشمن غالب را در خود هضم کند.
امّا مسئلهای که همیشه نادیده گرفته میشود، این است که ایرانیان خود را فرهنگ غنیتر با تاریخ کهنتر و البته آبا "نژاد بهتر" میدانند؟
بیائید از نژادهای نزدیکمان شروع کنیم، اعراب در جنوب و غرب، نژاد اردو و پشتو در شرق، ترکمن، قزاق، گرجی و تاجیک در شمال و ترکها در شمال و شمال غرب.
به نظر میآید ما در طول تاریخ همسایگانمان را که بعضی نزدیکی بسیاری به ما دارند پستتر شمردهایم. افغانها نژاد اصیل آریایی هستند، بسیار اصیلتر از ما ایرانیان که سالها تحت سلطه و تاخت و تاز مستقیم اعراب، ترکهای عثمانی، مغولها و البته یونانیان و رومیان بودهایم.
جالب است، نزدیک به ده درصد کشور ایران عربی صحبت میکند و بیش از همین حدود با زبان و گویشی بسیار شبیه به "دُری" (پارسی باستان) صحبت میکنند. کردی و ترکی هم جایگاه خودشان را دارند.
زبان تنها یک نماد نیست کسانی که به زبانی خاص صحبت میکنند معمولا به آداب و رسوم آن زبان نیز وفادارترند.
همین ذهنیت نسبت به کشورهای شرقی ( بخوانید نژادهای شرقی) وجود دارد، افغانها و پاکستانیها (به نمایندگی از هندوستان) و در کمال تعجب چینیها با آن تمدن بزرگ هرگز جایگاهی در شأن و مناسب روابط گسترده و قدیمیشان در میان مردم ایران به دست نیاوردهاند.
شاهنامهی فردوسی بزرگ را مرور کنید، شعرهای حماسی ملیگرایانه که خون هر ایرانی با تعصبی را به جوش میآورد. امّا تا کنون شده به رگههای پررنگ نژادپرستانه در این شاهکار بزرگ ادبی دقت کنید. سرداران ایرانی همه پاکنهاد و پاکسرشتند. همه قوی و زیبا هستند. همه مهربان و متفکر هستند. دشمنان چه؟ همه دیو سیرت و زشتخو. همه زشت و ضعیف که تنها با کمک جادوگران و ناجوانمرانه به مقابله با ایران و ایرانیان میپردازند. در شاهنامه تنها سردار ضد ایرانی که تقبیح نشده اسفندیار است و دلیل عدم پست شمردن او هم اصالت ایرانیاش است.
مثالهای بسیار دیگری در آثار ادبی و هنری ایرانی وجود دارد که چنین شک و شبهای را تقویت میکند.
سوال: پس چرا تا کنون صحبتی در این زمینه نشده؟
جواب: بحثهایی صورت گرفته امّا نادیده گرفته شده است، چرا؟
چون فرهنگ غنی ایرانی نژادپرستی را زشت و غیرانسانی میداند. پس چرا به چیزی که اشتباه میشماریم ناخودآگاه عمل میکنیم؟!
توضیح نویسنده: البته واقعیتهای روشن دیگری هم هست، اینکه اکثرمان اینچنین نیستیم و یا اگر چنین میکنیم قصدی نژادپرستانه نداریم. شاید گاهی عرق ملی باعث میشود کمی تند برویم.
این همه ایرانی در سرتاسر دنیا پراکنده شدهاند، کجا رفتاری که ما با پناهندگان افغان میکنیم با مهاجران ایرانی میکند؟
یک مثال از مطبوعات و رسانههای تصویری کانادا، قانون کشور کانادا تصریح میکند: آنها حق ندارند تا لحظهی اثبات جرم نامی از تابعیت متهم ذکر کنند تا مبادا نظر عمومی مردم نسبت به دیگر مهاجران اهل آن کشور بدبین گردد. حتی بسیار پیش میآید که کشور شخص مجرم پس از اثبات جرم در دادگاه نیز مخفی میماند. حال روزنامهها و مجلات ایران را مرور کنید، مثلا صفحهی حوادث را، درصد بالایی از مطالب اصلا خبری نیست بلکه بیشتر جنبهی قوم ستیزی پیدا کرده است. در پایان مطلب بلند بالایی از سرقتها و تجاوزهایی که نه اثباتا بلکه با ظن دست داشتن مهاجران خارجی صورت گرفته به مردم هشدار داده میشود مراقب جان و مال خودشان و خانوادهشان باشند.

بارها گفتهایم ده سال است آمدهاند ایران، ما خودمان بیکار داریم، مشکل داریم، کارشان دزدی و آدمکشی است، مهماننوازی تا کی؟ چون بیرونشان نکردهایم پر رو شدهاند. چرا برنمیگردند کشورشان و راحتمان نمیگذارند؟
حالا از خودمان بپرسیم چرا ایرانیان مهاجر از سرتاسر دنیا به وطنشان برنمیگردنند؟ همهشان که مشکل سیاسی ندارند، همهشان هم دکتر و مهندس نیستند و همهشان هم مدیر گوگل یا رئیس ناسا نشدهاند.
برای
زندگی بهتر مهاجرت کردهاند و یا پناهنده شدهاند، همین. خوب و بد هم دارند درست مثل خود ما.
انگلیس و آلمان هم بیکار دارد، پس باید همهی ایرانیان منتظر پناهندگی را بریزد توی دریا؟
از حق تحصیل فرزندانشان جلوگیری کند و حق درمان برایشان در نظر نگیرد و هر روز در روزنامهها و رادیو و تلویزیون از مردم مستقیم و غیر مستقیم بخواهد که از آنها دوری کنند؟
دلم از این میسوزد که اکثر مردممان آنقدر دل رئوفی دارند که دیگر کشورها حسرت مهربانی و گرمی و محبت ایرانیان را میخورند، پس چرا باید در این دام بیفتیم؟
این بروشور تبلیغاتی نیروی انتظامی را دیدهاید که در سطح شهر نصب شده؟ با خط بسیار درشت نوشته شده "
طرح طرد اتباع بیگانه" و با خط بسیار ریز زیرش نوشته شده "مهاجران غیرقانونی" به نظر شما چند نفر این کلمهی مهاجران غیرقانونی را میبیند یا اگر ببیند تفاوت مهاجر قانونی و غیر قانونی را میفهمند. این تبلیغ چه چیزی را میرساند؟ بیگانه گریزی؟ خارجی ستیزی؟ به محض دیدن چنین بیلبورد تبلیغاتی چه حسی در شما به وجود میآید؟ بله،
هر تبعهی خارجی یک خطر بالقوه است!
تا حال شده است از خودتان بپرسید چرا در بخشهای مختلف خبری مجرمان ایرانی را شطرنجی نشان میدهند امّا متهمان خارجی را واضح و شفاف؟ حتی دوربین را برای چند لحظه کلوزآپ هم میکنند روی صورت متهّم بیچاره! (به فرقی که میان متهّم و مجرم در حقوق قضایی هست توجه کنید، در ضمن یکی از حقوق متهم و حتی مجرمین پنهان ماندن هویتشان در برابر انظار عموم است)
برخورد مردم عادی کوچه و خیابان (منظور عوامالناس است) به کنار، از من بپرسید تا برایتان بگویم با افراد خارجی (پناهندگان و مهاجران) در دادگاهها و بازداشتگاههای نیروی انتظامی چه میکنند. حق گرفتن وکیل! شوخی میکنید. حق تماس با خانواده و سفارت! خندهدار بود.
میدانم که خیلیها ایراد میگیرند که مگر برای خود ما ایرانیها چنین حقوقی هست، بله هست، حداقل اسما وجود دارد اگر رسما رعایت نمیشود. امّا برای افراد خارجی اگر سفارتخانهشان تلاشی نکند همین حقوق به صورت اسمی هم رعایت نمیشود.
فکر میکنید در بازجویی از یک کارگر خارجی ساکن ایران مترجم رسمی دادگستری و نمایندهی سفارت متبوعش حضور دارند؟
من خودم متاسفانه این اشتباه در پیش فرض و برداشت منفی نسبت به مهاجران یا پناهندگان را بارها حداقل در ذهن داشتهام.
از خودتان پرسیدهاید چرا کودکان پناهندگان خارجی حق تحصیل در ایران را ندارند، انگلیس، آلمان، سوئد یا هلند با آن سابقهی نژادپرستی مردمشان هم کودکان خارجی (ایرانی) را که هنوز پروندهی پناهندگیشان در دست بررسی است از تحصیل محروم میکنند؟
در کشورهای دیگر هم بارها رفتارها و واکنشهای غلط دیده میشود، امّا این دلیلی بر دیدگاه عجیب ما در برخورد با غیر ایرانیان است؟
دلم میخواست عکس گیشهی فروش بلیط در تخت جمشید (پرسپولیس) را داشتم تا ببینید نوشته شده بلیط برای بازدیدکنندهی ایرانی سیصد تومان برای بازدیدکننده خارجی پنج هزار تومان. آیا خارجیها چشم زخمی میزنند به آثار باستانی ایران؟!
به خدا من چنین چیزی در چند کشوری که اقامت داشتم ندیدم و نه شنیدم! راستش را بخواهید ما هرجا که رفتیم تخفیف خارجی بودن هم گرفتیم. آنها که در هنگام ورود و خروج عوارض و مالیات میپردازند چرا باید بلیط با قیمت متفاوت پرداخت کنند.
بحث چهار یورو و پنج دلار نیست، بحث دارا بودن و فقیر بودن نیست، بحث بر سر تفاوت گذاشتن است. اگر مالیات و عوارض توریستی میدهند دیگر چرا باید قیمت اقامت در هتل را متفاوت با ایرانیان پرداخت کنند؟
این همه پتیشن و نامهی یک میلیون امضاء برای خلیج فارس و پاسارگاد و نشنال جغرافی و برابری زنان و آزادی فلان روزنامهنگار و بهمان سیاستمدار درست کردیم، چند بار برای خارجیها دست به کار شدیم. چرا کسی برای آزادی خبرنگار بیبیسی در غزه (آلن جانستون) پتیشن درست نکرد یا قتلعام گرجیان در شهر "گوری" به دست ارتش روسیه را محکوم نکرد یا برای حق رای زنان عربستانی پتیشن نساخت.
چرا کسی شماره حساب کمک به مردم زلزله زدهی ترکیه باز نکرد و سالگرد قتلعام مردم ارمنستان را پاس نداشت.
چطور برای فیلم "سیصد" حنجره پاره کردیم امّا "اعدام یک فرعون" را برای مصریان به پرده میبریم. چند نفرمان اعتراض کردیم و مطلبی در این زمینه نوشت؟ هر دو فیلم یک مضمون داشت، توهین نژادی. حداقل فیلم سیصد ساختاری کمیک داشت، اعدام یک فرعون که مستند تاریخی است.
تاریخ را مرور کنید، چند کتاب در مورد نقش ویرانگر و استثماری انگلیس، روسیه و آمریکا در ایران نوشته و چند فیلم با چنین دیدگاهی ساخته شده. حالا چند کتاب و فیلم در مورد نقش خارجیان در ساخت و ساز و پیشرفت ایران پیدا میکنید.
فکر میکنید اولین سیستم مالی و اقتصادی نظاممند ایران را چه کسی بنا نهاد؟ ارتش ایران به کمک چه کسانی سازماندهی شد یا دارالفنون که اولین دانشگاه ایران محسوب میشود تنها حاصل زحمت ایرانیان بود؟
بله واقعیت نشان میدهد که نشانهای مثبت خارجیان بسیار کمتر از نمرهی منفیشان است ولی این دلیل نمیشود که مسترها و موسیوها همیشه در حال توطئه بوده و باشند. همیشه هم کار، کار انگلیس نبود.
تیم والیبال، مالزی را شکست میدهد، کارشناس بازی کارشناسی میکند که چرا چنین تیم ضعیفی باید در مسابقات شرکت کند و یک تیم دبیرستانی از ایران هم میتوانست مالزی را ببرد. خوب بود چینیها هم در المپیک همین حرف و نظر را راجع به اکثر ورزشکاران ایرانی میدادند؟ تحقیر کردن ملیت دیگری کار سختی نیست. شاخ و دم هم ندارد.
ممکن است شما برداشت کنید که منظور خاصی در کار نیست، من امّا نشانههای روشنی دال بر احساسات نژادپرستانه میبینم. این حرفها و نوشتهها شاید منظوری ملیگرایانه داشته باشد امّا در کنارش حس برتری نژادی را هم پررنگ میکند.
آیا ما خارجی ستیزی داریم؟ و آیا این خارجی ستیزی متاسفانه ریشهاش بر برتری نژادی بنیان نهاده شده؟
این فکر در ذهن اکثر ما جای گرفته که ایرانی باهوشتر، زیباتر و قویتر است. اگر جایی هم عقب بیفتد، شکست بخورد یا کم بیاورد حتما حقش خورده شده و یا مورد ظلم قرار گرفته. (اگر در المپیک اول دنیا نمیشویم تقصیر از حکومت است مگرنه همین ورزشکاران ما اگر در امریکا بودند همگی مایکل فلپس میشدند)
فیلمهای دفاع مقدس را مرور کنید، چند بار دیدیم که یک بسیجی ایرانی کل ارتش ورزیدهی عراق را زیر و رو میکند؟
اگر اینگونه بود که جنگ را یک روزه میبردیم!
شاید قصد هنرمندانمان این نبوده که مطمئن هستم نبوده امّا چرا فیلمهای این چنینی ساخته میَشد و مورد توجه و استقبال هم قرار میگیرد؟
تحریک حس ناسیونالیستی با کوچک کردن ملل دیگر (حتی دشمن)؟
آیا در درونمان حسی هست که ما را برتر و بهتر از دیگران میداند؟
آمریکاییها لباس تیمشان را به یاد آیدین نیکخواه بهرامی به مادر و برادرش هدیه میکنند، من این حرکت را میپسندم. چرا ما برای بازیکنان قزاقستانی چنین نکردیم؟
مسئله این است، ما که پرچمدار روشنفکری در خاورمیانه و نمایندهی تمدن کهن ایرانی هستیم چرا نباید الگوی ضدنژادپرستی حداقل در خاورمیانه باشیم.
بیائید جملهی عرب سوسمارخور را فراموش کنیم، به همه احترام بگذاریم و اینگونه مورد احترام دیگران قرار گیریم.
رفتار گویندهی بازی پرسپولیس و ذوبآهن را شنیدید؟ کم مانده بود دروازهبان خارجی ذوبآهن را کاکا سیاه کثیف بخواند. در کل ورزش ما مگر چند سیاهپوست فعالیت دارد که چنین واکنشی میبینیم؟
تجربهاش را خودم دارم، به خدا فقط چند ایرانی بودیم که هم دانشگاهیهای سیاهپوست را به خانهمان دعوت میکردیم. دیگر ایرانیها حتی وقتی خبردار میشدند سیاهپوستی در جشن و مهمانی ما حضور دارد اصلا شرکت نمیکردند.
دخترک با آن همه ادعا وقتی شنید من سابقا دوستدختر سیاهپوست داشتهام، غیب شد! شاید میترسید حامل ژن سیاه شدن باشم؟ یا به عقل پسر سفیدی که میان آنهمه دختر چشم آبی دختر شکلاتی با موهای بافته شده را انتخاب کرده شک کرده بود!
ایرانیان فرهیخته نباید سکوت کنند و اجازه دهند چنین طرز تفکری بسط پیدا کند و راهی به فرهنگ روزمرهی مردم بیابد. باید از ریشه خشکاند چنین فکری را.
ما جز اوّلین و معدود کشورهای مخالف با آپارتاید بودیم، حالا چرا نباشیم؟
میدانم آمریکاییها با سرخپوستان چه کردند یا سیاهان را چگونه به بردگی کشاندند، مستعمرات انگلیس و کمپانی هند شرقی را هم میشناسم. تاریخچهی هجوم اعراب و قتل و غارت ایرانیان را هم خواندهام.
کشورگشایی و استثمار دول اروپایی و غربی را هم فراموش نکردهام، این روزها هم نقض حقوق بشر در کشورهای مدعی دموکراسی و آزادی را میبینم.
بحث ساده است، من ایران و ایرانی را با دیگر تمدنها و جوامع بشری مقایسه نمیکنم، چون مقایسه وقتی نتیجه دارد که مرزهایی برای خوب بودن و بد بودن ترسیم کنیم، حد بگذاریم برای خیر و شر. نژادپرستی حد کم و زیاد ندارد. هرگز قابل دفاع نیست حتی اگر همهی دنیا نژادپرست باشند.
خدا را شکر که سابقهمان معلوم است، زرتشت پیامبر ضد نژادپرستی است و کورش رهبر حقوق بشر.
بیائیم با دید بهتر و مثبتتری به مردم حداقل کشورهای اطرافمان نگاه کنیم. بحث این نیست که فلان نژاد با ما جنگ دارد یا فلان کشور در حق ما بدی بسیار روا داشته، بحث بر سر این است که آیا آنها را به خاطر گذشتهشان نمیبخشیم یا به خاطر حس غرور و برتریجویی نژادیمان.
من یک ملیگرا و پان ایرانیست نیستم، اعتراف میکنم که به دهکدهی جهانی و جوامع بدون مرز اعتقاد دارم، امّا این دلیل نمیشود هرگز در سایهی دفاع از حقوق دیگر نژادها مردم کشورم، همخونهایم را نژادپرست بخوانم، امّا احساس میکنم ناخودآگاه تعداد محدودی از ما در حال سقوط در پرتگاه ریسیسم هستند.
سوال من ساده است: در پشت این فرهنگ غنی و قلب مهربان و آغوش مهماننواز، آیا ما ایرانیها در حال تقویت احساسات نژادپرستانه هستیم؟
آیا ما ایرانیان در حال فرو رفتن در مرداب نژادپرستی هستیم؟
امیدوارم که تاریخ نشان دهد جواب این سوال منفی است.
پ.ن: در روزهای آینده در مورد رگههایی از نژادپرستی در داخل ایران و میان خود اقوام ایرانی صحبت خواهم کرد.
* جهت تذکر برای دوستانی که نمیدانند، "افغانی" واحد پول کشور افغانستان است، افغان یا افاغنه جهت اشاره به مردم افغانستان صحیح است.